صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
225
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
راغب سپس به تفسير سخن « خداوند شرم دارد » مىپردازد و مىگويد : « يعنى ترككنندهء زشتيهاست و انجامدهندهء نيكيها . » و در اين سخن ارزشمند ، فكر و انديشه به حلّ مسألهء نسبت حيا به خداوند برمىخورد و از ترس افتادن در انحراف و اعتقاد باطل رها مىشود ؛ و دعاى پيامبر ( ص ) را تكرار مىكند كه فرمود : « خداوندا ! تو منزّهى و همهء نيكى از توست و بدى از تو نيست . » حيا از نظر شريف جرجانى بر دو نوع است : « نفسانى ، كه خداوند آن را در همهء جانها آفريده است ؛ مثل شرم از كشف عورت و جماع ميان مردم . و ايمانى ، كه مؤمن را از گناه كردن به خاطر ترس از خداوند ، بازمىدارد . » جرجانى فراموش كرده است كه كشف عورت و جماع ميان مردم خود از گناهان است . پس تنها ترس از خداوند در آشكار و پنهان ، همان معناى صحيح حيا مىباشد . كلينى در كافى حديثى مرفوع از پيامبر ( ص ) را ذكر مىكند كه فرموده است : « حيا بر دو قسم است : حياى عقل و حياى حماقت ؛ حياى عقل ، همان علم است و حياى حماقت ، جهل و نادانى . » تنها چيزى كه اينجا مىتوان گفت اين كه : حيا در اين حديث مشتق از حيات است ؛ چون در قواى مخصوص حيوان - يعنى حس و حركت - تأثير مىگذارد . پس معناى حديث اين است كه ، حيات عقل به علم است و حيات حماقت به جهل . همچنين مىتوان گفت كه ، صاحب عقل شرم دارد از اين كه عقلش مسخّر غير علم و نشر آن گردد و احمق به طبيعت خود عمل مىكند و جهل و حماقت او آشكار مىگردد . چه بسا بهترين شرح اين حديث ، سخن على ( ع ) است براى كسانى كه اهل دقّت نظر و تأمّلند : « حيا لباسى فراگير و حجابى بازدارنده و پردهء محافظ بديها و همنشين دين و موجب محبّت است و چشمى است مراقب كه مانع فساد و زشتى مىگردد . » امّا قشيرى به انواع حيا اعتقاد ندارد ، بلكه آن را چند وجهى و چند شكلى مىبيند ؛ يعنى حيا يك طبيعت دارد كه أشكال متعدد به خود مىگيرد . مىگويد : « حيا بر چند وجه است : حياى جنايت ، مثل آدم ( ع ) وقتى كه به او گفته شد : آيا به خاطر گريختن از ماست ؟ گفت : نه ، بلكه به خاطر حيا از توست . و حياى تقصير ، مثل فرشتگان كه مىگويند : خداوندا ! تو منزّهى ، آنگونه كه شايستهء توست ، تو را عبادت نكرديم . و حياى إجلال ، مثل إسرافيل كه